خدایا .. پروردگارا !
تو را بخاطر کدامین نام تو بستائیم که در هر کلامی مدح و ستایش از آن تو !
دیروز من با تولد یه نوزاد زیبای پسر *زن دائی جون* شدم .. بله به سمت های زندگیم اضافه شد .. یه پسر سفید خوشگل.. که تو قدم گذاشتن و ورود به این دنیای وانفسا ** که فقط براش تو همین دنیا شادی و سربلندی رو آرزو می کنم ** عجله داشت و تا می تونست مامانشو اذیت کرد ...
عزیز زیبا .. خوش آمدی ! بدنیای پر هیاهوی ما آدم بزرگا خوش اومدی .. دنیا بکامت همیشه شیرین گل پسر !
شوهرم ملقب به دایی جون که حسابی دست و پاشو گم کرده بود و من بدتر از دانشگاه در رفتم با پاس دو ساعته که دیگه برنگشتم .. تا تونستم بوسیدمش و صورتش رو نوازش کردم و به عمق صورتش دقیق شدم ... چشمانی زیبا با نگاهی پر شیطنت ..
سرت سلامت سید محمد عرفان کوچک .. دنیات گل بارون و بهاری !
تولدت مبارک!